تصویر استاتیک

هرآهنچه میبایست گفت:: هرآهنچه میبایست گفت ::هرآهنچه میبایست گفتیاصاحب الزمانیاصاحب الزمان :: یاصاحب الزمان

تصویر استاتیک

تصویر استاتیک

کد متن چشمک زن
و سلام..نام خداسـت
بــرکه‏ای پــــر از پـــر پــروانــه ... - ♥ بـﮧ رنگـــ خدا ♥
X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی
♥ بـﮧ رنگـــ خدا ♥
دیدارِ خدا بُوَد مُیَسَر با دیده ی دل، نه دیده ی سر . . .
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من


ظهر بود؛

گرم و تن‏سوز؛ خاک‏ها، از شلاق شعله‏های خورشید، زخمی.
ظهر بود که صدای صاعقه زمان، حادثه‏ای را رقم می‏زد.
صدا، پروانه‏ای می‏شد که روی هزاران شانه خسته و خاک‏گرفته می‏نشست.
برکه، خودش را تا مرز دریا شدن باور کرده بود.
برکه، روی پاهایش ایستاد و موج موج خنده بر چهره میهمان‏ها پاشید.
برکه، ایستاده بود و بهار را در آغوش می‏کشید.
برکه، تمام پروانه‏های تنش را در آسمان آبی صحرا رها کرده بود و در خودش نمی‏گنجید.
غدیر دیگر برکه نبود.
«غدیر ای باده‏گردان ولایت 
رسولان الهی مبتلایت 
ندا آمد ز محراب سماوات 
به گوش گوشه‏گیران خرابات 
رسولی کز غدیر خم ننوشد 
ردای سبز بعثت را نپوشد» 
غدیر دف می‏زد و بر طبل‏های شادی می‏کوبید.
ناگهان، دست‏های خورشید، در دست‏های وحی گره خورد.
آسمان خودش را روی پاهای خورشید انداخت.
تمام ستاره‏های آسمان، به شب‏نشینی چشمان خورشید آمدند.
دست‏های وحی، بالا می‏رفت و دست‏های خورشید را بالاتر می‏برد.
هزاران باور، می‏دیدند و تبریک می‏گفتند.
«اشهد انک امیر المؤمنین الحق الذی نطق بولایتک التنزیل و اخذ لک العهد علی الأمه».
غدیر فریاد می‏کشید و دهان‏های تعجب، خشک شده بود.
غدیر فریاد می‏کشید و صدای پای بهار، تا آسمان هفتم پیچیده بود.
غدیر فریاد می‏کشید و رسول، طنین صدایش را در برکه به نجوا نشانده بود.
«من کنت مولاه فهذا علی مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله».



"ابراهیم قبله آرباطان"




شنبه 19 مهر 1393 :: 18:34
موضوعات
آمار وبلاگ
  • تعداد بازدیدکنندگان: 36530
امکانات جانبی


آهنگ و کد آهنگ
مهدی یراحی : اذان
هیـچ رنگــی زیباتر از "رنگــ خـدا"نیستــ
نام و نام خانوادگی      
آدرس ایمیل      
کلیه حقوق این وبلاگ برای ♥ بـﮧ رنگـــ خدا ♥ محفوظ است